از نفس افتاده
من غریبه ی دیروز آشنای امروز فراموش شده ی فردایم
یکی بود یکی نبود توی خونه من نمی دونم کی تو خونمونه بچه ها! بیاید بریم بالا خونه هر کی اونجا نره جاش تو زندونه بچه های لپ لپی زمونه کمی عاقلن کمی هم دیوونه! یکی می گفت بچه ها مثل گلن توی زندگی ولی قدری هلن! بچه جون فکر می کنی چه جور باشی؟ توی دنیا نخود کدوم آشی؟ چی میگی چی بت می گن چی می شنوی؟ چی می خوری،واسه ی چی می دوی؟ تو کجای این جهونو می شناسی واسه چی، چرا همش آس و پاسی؟ بچگی فصل محبت و گله هر کی بچه نیس بزرگه و وله بچه جون !بچه بودن هنر می خواد یه ردیف آدم بالا سر می خواد کج نرو میونه باش و راس راسی اگه راه کج بری آس و پاسی مث گنجشککای اشی مشی یه دفه نری تو حوض نقاشی حوض نقاشی پره،چپه نشی نشی نقشی روی دیوار کاشی بچه جون بزرگی رو می خوای چیکار انگارم بزرگ شدی شدی چنار! بچه بودن هنره خوب می دونی حرف نزن،حرف نزنی بچه مونی! حمومک مورچه داره ،خبر داری بشین و پاشو داره،سر کاری تو سرکاری و کاری نداری که شبا به جای شام غصه داری! تو خودت بزرگ و بالغی بچه نری اون بالا ها گچه بیرون از خونه نری خطر داره کوچه جای گربه و دیو و ماره بچه جون! دیوای کوچه شاخ دارن دو هزار آدم و صد تا کاخ دارن تو باید آسه بیای توی خونه نکنه دیوه تو رو شاخ بزنه دیوای این زمونه کج کجی ان! تو گل نازی و ناز ریشه ای واسه چی تو گلدونای شیشه ای؟ واسه چی میون جنگل صدا نغمه ای باشی از این و اون جدا؟ گریه سر بدی همش نق بزنی تو کار بزرگترا پق بزنی هی بگی اینو می خوام، اونو می خوام تو سرت بپیچه این خیال خام تو خودت خانی و ان بچه ای هرو از بر نشناسی خر چه ای! بچه یی که مهربونه و پره راه زندگیش توی میون بره بچه جون! بچگی عالمی داره نه بزرگی،بچه بودن هنره! بچه باش ،بچگی کن تو اتاقت بذا دستتو تا بیخ تو دماغت! دماغ تو چاقه و چراغونه هر چی که فکر بکنی توی اونه! تو نه بچه که بزرگیو تکی هر کجا خواسی برو یواشکی برو تو ستاره های آسمون برو توی دنیای شاه پریون ولی بچه جون!یهو ور نپری یهو توی بازی دور بر ندوری بچگی حساب داره،کتاب داره هم ثواب داره و هم کباب داره این بزرگا رو ولش که نا خوشن پره گنده گویی و غل و غشن همش از چیزای واقعی می گن با دل گشنگی از عاشقی می گن حرفای کوچیکو گنده میکنن مردم این زمونه محترمن دل صافی دارن و پشت همن نری با جوونکای عوضی همزبون بشی و شر را بندازی شر و شور کار کسای نا کسه هر کی عقل داره ،اون براش بسه عقل آدما پر پیچ و خمه هر کی هر چی ام بدونه باز کمه حالا عید قرتیای عالمه بچه جون !نری یهو تو قابلمه قابلمه جای برنج و ماهیه جای کفترای کور چاهیه جای تو مث قدیما تو کوزه س هر کی حرف نره تو گوشش رفوزه س بچه ها!بچه یی که هر هریه همیشه مثل پلو تو دوریه دوریای این زمونه از مسه حال اونایی که توش برن پسه! بالا رفتیم ،ولی اونجا ماس نبود اونجا جای مای آس و پاس نبود پایین اومدیم ،همش دروغی بود حرفای پوچ و خالی و آبدوغی بود. یکم بار که عاشق شد ، قلبش کبوتر بود و تنش از گل سرخ ؛ اما عشق آن صیاد است که کبوتران را پر می دهد ، و آن باغبان است که گلهای سرخ را پرپر می کند . پس کبوترش را پراند و گلش را پرپر کرد . دوم بار که عاشق شد ، قلبش آهو بود و تنش از ترمه و ترنم ؛ اما عشق آن پلنگ است که ناز آهوان و مشک آهوان نرمش نمی کند ، پس آهویش را درید و تنش را به طوفان خود تکه تکه کرد؛ که عشق طوفان است و نه ترمه می ماند و نه ترنم . سوم بار که عاشق شد ، قلبش عقاب بود و تنش از تنه سرو ؛ اما عشق آن آسمان است که عقابان را می بلعد و آن مرگ است که تن هر سروی را تابوت می کند . پس عقابش در آسمان گم شد و تنش تابوتی روان بر رود عشق . و چهارم بار و پنجم بار و ششم بار و هزارم بار . هزار و یک بار که عاشق شد ، قلبش اسبی بود از پولاد و آتش و خون و تنش از سنگ و غیرت و استخوان ؛ و عشق آمد در هیئت سواری ، با سپری و سلاحی بر قلبش نشست و عنانش را کشید ، آنچنان که قلبش از جا کنده شد. سوار گفت : از این پس ، زندگی میدان است و حریف خداوند . پس قلبت را بیاموز که : عشق کار نازکان نرم نیست عشق کار پهلوان است،ای پسر آنگاه تازیانه ای بر سمند قلبش زد و تاخت . و آن روز ، روز نخست عاشقی بود . گفتم : خسته ام گفتی : لا تقنطوا من رحمه الله – از رحمت خدا ناامید نشید ( زمر/53) گفتم : هیشکی نمی دونه تو دل من چی میگذره گفتی : ان الله یحول بین المرء و قلبه : خدا حائل هست بین انسان و قلبش (انفال/24) گفتم : غیر از تو کسی رو ندارم گفتی : نحن اقرب الیه من حبل الورید - ما از رگ گردن به انسان نزدیکتریم (ق / 16) گفتم : ولی انگار اصلا منو فراموش کردی ! گفتی : فاذکرونی اذکرکم - منو یاد کنید تا یاد شما باشم ( بقره / 152 ) گفتم : تا کی باید صبر کرد ؟ گفتی : و ما یدریک لعل الساعه تکون قریبا - تو چه میدونی شاید وقتش نزدیک باشه ( احزاب / 63 ) گفتم : تو بزرگی و نزدیکت برای منه کوچک خیلی دوره ! تا اون موقع چی کار کنم ؟ گفتی : و اتبع ما یوحی الیک و اصبر حتی یحکم الله – کارایی که بهت گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کنه ( یونس / 109 ) گفتم : خیلی خونسردی ! تو خدایی و صبور ! من بنده ات هستم و ظرف صبرم کوچک ... یه اشاره کنی تمومه ! گفتی : عسی ان تحبوا شیئا و و هو شر لکم – شاید چیزی که تو دوست داری به صلاحت نباشه ( بقره / 216 ) گفتم : انا عبدک الضعیف و الذلیل ... اصلا چطور دلت میاد ؟ گفتی : ان الله بالناس لرئوف رحیم – خدا نسبت به همه مردم – نسبت به همه – مهربونه ( بقره / 143 ) گفتم : دلم گرفته گفتی : بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا – ( مردم به چی دل خوش کردن ؟ ) باید به فضل و رحمت خدا شاد بود گفتم : اصلا بی خیال ! توکلت علی الله گفتی : ان الله یحب متوکلین – خدا اونایی رو که توکل میکنن دوست داره ( آل عمران / 159 ) گفتم : خیلی چاکریم ! ولی اینبار، انگار گفتی : حواست رو خوب جمع کن ! یادت باشه که : و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمان به و ان اصابته فتنه انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الاخره - بعضی از مردم خدا رو فقط به زبون عبادت میکنن . اگه خیری بهشون برسه ، امن و آرامش پیدا می کنن و اگه بلایی سرشون بیاد تا امتحان شن رو گردون میشن . خدایا در زندگی هر گز از یاد نمی برم این روزها سخاوت باد صبا کم است یعنی خبر ز سوی تو – این روزها – کم است اینجا – کنار پنجره – تنها نشسته ام در کوچه ای که عابر درد آشنا کم است من دفتری پر از غزلم ، ناب ناب ناب چشمی که عاشقانه بخواند مرا ، کم است باز آ ، ببین که بی تو در این شهر پر ملال احساس ، عشق ، عاطفه ، یا نیست ؟ یا کم است اقرار می کنم که در اینجا ، بدون تو حتی برای آه کشیدن ، هوا کم است دل در جواب زمزمه های "بمان" من می گفت:"می روم "، که در این سینه جا کم است غیر از خدا ، که را بپرستم ؟ تو را ، تو را حس می کنم برای دلم یک خدا کم است سلام علی آل یاسین..... بگم نیست دروغ گفتم اگه..... *************** امشب شب قدره تو را به راستی تو را به رستاخیز مرا خراب کن! که در رستگاری و درستکاری دلم به دستکاری همین غم شبانه بسته است که فتح آشکار من به این شکستهای بی بهانه بسته است دوباره خسته ام از شعرهای تکراری تو هم چرا غزل تازه ای نمی باری؟ نسیم سبز نگاهت نمی وزد بر دل بگو که از دل تنگم تو نیز بیزاری ولی حضور تو حس میشود درون دلم و عطر یاد تو در شعرهای من جاری من خزان زده را با بهار نسبت نیست به احترام تو روئیدنی شدم،آری دوباره تشنه ی یک جرعه شعر دیدارم بیا که از غزل عاشقانه سر شاری هنوز عکس تو زیباست ،مثل روز نخست درون قلب من آری،اگر چه زنگاری وضو گرفته ام امشب برای دیدارت و خسته از همه ی دیدارهای تکراری
گرچه والدینم موهبت تولد در این دنیا را به من عطا كردند
اما تو هستی كه موهبت زندگی جاودانه را به من می بخشی
خدایا !اگر با من باشی
چه كسی می تواند علیه من باشد؟
اگر من با تو باشم
چگونه ممكن است كه دشوار ها نصیبم شوند و از میان برداشته نشوند؟
خدایا چنان نزدیكی كه نمی توانم ببینمت
صدای تو هر لحظه با من سخن می گوید ،
اما من آن را نمی شنوم
مرا به اعماق درونم ببر
تا شكوه بی پرده جمال تو را بشنوم
مرا بیاموز که پیوسته تو را بجویم
و همواره به عنوان یگانه پناه گاهم به تو رو كنم
امشب شب قدر میدونم....
شبی که بهتر از هزاران شب و ماه و سال و...
امشب شب ضربت خوردن حضرت علی میدونم.....
امشب باید بخششمون رو از خدا بگیریم....
میدونم ولی یه چیز....
یا مولای یا صاحب الزمان.....
امشب دلم اصلا به فکر خودم نیسیت.....
هست ولی نه اونقدر که باید باشه.....
دلم برا دل آقا می سوزه.....
آخ آقا جان من به گور سیاه که بخشیده نشدم....
ولی آقا جان....
یک سال گذشت الان پرونده ی من روسیاه رو میارن....
آقا آقا آقا.....
فدای دلت بشم.... آخ
هوای دلت طوفانی می شه...میدونم....
چیزی جز سیاهی که نمی بینی....
اشکات سرازیر می شه به حال شیعت گریه می کنی.....
اشک می ریزی....
چی می شه من بمیرم تو لااقل از دست من خلاص شی....
آقا جان بنده ی خوبی برات نبودم....
نبودم...
نبودم...
خیلی استرس دارم.........
یه ترس خیلی عجیبی..... تو دلمه
خیلی عجیب....
دلم داره می سوزه از دست خودم...
ای کاش می شد منم نامه اعمالم خوب بود....
منم میتونستم پیش آقا پز بدم بگم آقا من خوبم.....
خیالت از من جمع باشه....
ولی.....
منم تا جا داشت خلاف رفتم....... ولی....ولی....حیف حیف که
ندونستم گشت نامحسوسی هست و من و داره می بینه....
امشب می خوام بگم آقا جان...
امشب بخشش من باشه ناراحت نشدنه شما از من....
همین برام کافیه......
آقا جان دل شما نشکنه من راحتم.......
من راحتم........
شب دعا شب توبه شب عشق...شبی هستش که از درک و فهم آدمی خارجه
بیاید تو این شب
همدیگر رو دعا کنیم
شما رو به اقا علی قسم میدم که بیاید همدیگر رو دعا کنیم دعاهای خیر
میدونید که دعای مومن در حق مومن دیگه مستجاب هستش پس هیچکس یادتون نره
اگر هم قابل دونستید من رو هم دعا کنید
التماس دعا
| Design By : Night Skin |


