از نفس افتاده
من غریبه ی دیروز آشنای امروز فراموش شده ی فردایم
که بودم؟ غریب شده ام غریب خطوط صورت یادم آورد دیری گذشته و انگار من نفهمیدم خودم را در آینه دیدم چه بودم؟ کوچک بودم کوچک و کوچکیم دلیل سهم من از زندگیست همیشه سهم من به اندازۀ کوچکیم بود خودم را در آینه دیدم نه .کسی مرا در آینه اش میدید
خودم را در آینه دیدم
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت
12:49 توسط ندا | |
| Design By : Night Skin |

