تبليغاتX
از نفس افتاده - در آینه


از نفس افتاده

من غریبه ی دیروز آشنای امروز فراموش شده ی فردایم

خودم را در آینه دیدم

که بودم؟

غریب شده ام

غریب

خطوط صورت

یادم آورد

دیری گذشته و انگار من نفهمیدم

خودم را در آینه دیدم

چه بودم؟

کوچک بودم

کوچک

و کوچکیم دلیل سهم من

از زندگیست

همیشه

سهم من

به اندازۀ کوچکیم بود

خودم را در آینه دیدم

نه

.کسی مرا در آینه اش میدید

.. 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 12:49 توسط ندا | |


Design By : Night Skin